شرف الدين محمد بن مسعود مسعودى بخارى

138

مجمع الاحكام ( فارسى )

دليل حركت لشكرها بود . اگر از تحت الشعاع بود « 1 » دليل گفتگوى بسيار و اراجيف بود ، و اگر ظاهر گشته بود دليل غدر كردن سپاهيان و اهل حرب بود و قوت حال ايشان و بارانهاى بسيار در زمستان . اگر در ثور بود دليل خارجيان « 2 » بود و نكبتها كه زنان ملوك را رسد و بسيارى رعدوبرق و باران . اگر راجع بود ملوك را دلتنگيها بود ، و اگر از شعاع بيرون آمده باشد فراخى سال بود و گياه و نبات بسيار رويد و ميوه و رز به سلامت بود و شادى و نشاط و پاكيزگى بود . و اگر در جوزا بود هوا تر و تباه گردد و اگر مشرق بود دبيران را نكبتها و رنجها « 3 » رسد و اگر از شعاع بيرون آمده بود توالد و تناسل حيوان بسيار بود . و اگر در سرطان بود هوا تر و نيكو و خوش بود . اگر « 4 » مشرق بود ملوك و اشراف را نكبت رسد و حركت لشكرها بود ، و اگر مغرب بود زنان ملوك را نكبت رسد و اگر راجع بود خراجها به سختى طلبند و اگر از شعاع ظاهر گشته بود آبها زيادت شود « 5 » و واديها روان شود . غله « 6 » و ميوه به سلامت فراز رسد . و اگر در اسد بود بيمارى آبله بسيار بود و هوا گرم و آراميده بود ، و اگر مشرق بود ملوك و زنان ايشان را نكبتى رسد . و « 7 » اگر مغرب باشد ملوك غمها خورند و دلتنگيها ببينند « 8 » . اگر « 9 » راجع بود زنان ملوك را آفتها رسد . اگر شعاع بيرون آمده بود ملوك و اشراف بميرند و بيماريها افتد مردمان را ، و اگر مغرب بود زنان را بيماريها افتد خاصه در فصل خريف « 10 » . اگر راجع بود زنان ملوك را بيماريها افتد . اگر از شعاع آن وقت ظاهر گشته بود درد و بيمارى بسيار بود زنان را ، و كشتها نيكو بالد و در درياها بادها ( ى ) سخت جهد . حال ميوه‌ها نيكو بود اما طعام گران شود « 11 » .

--> ( 1 ) . م . و اگر . ( 2 ) . م . خروج خارجيان . ( 3 ) . م . رنجهاى . ( 4 ) . م . و اگر . ( 5 ) . م . ندارد . ( 6 ) . در ح غلبه . م . غله . ( 7 ) . م . و ندارد . ( 8 ) . م . بيند . ( 9 ) . م . و اگر . ( 10 ) . م و ح اغلب خريف را خزيف نوشته است ، د . زمستان . ( 11 ) . قسمت راجع به ( سنبله ) بدون نشانه‌اى ، در نسخه‌ها نيست و بلافاصله قسمت مربوط به